تبليغاتX
شـبستان

شـبستان

منوي اصلي

آرشيو موضوعي

آرشيو مطالب

دوستان

ساعت

امکانات


خواب مصلحت
بازهم اصواتی بلند شده است ! گلوهایی در حال دریده شدن است و گریبانهایی در شرف چاکیدن ! خوب گوش کنید ! شما هم می شنوید ! صدای فریاد شکست خوردگان را ! با مردم سخن می گویند اما حقیقت آن است که ملت را به باد ناسزا گرفته اند ! چرا !!!؟ اظهر من الشمس است ! اینها از مردم زخم خورده اند ! همین عوام بودند که خیل نخبگان را مغلوب کردند ! همین مردم پا پتی !!! مردمی که حتی به نان شب شان هم محتاج اند اما به آرمانهای روح الله وفادار ! همین ها بودند که در ۲۲ خرداد بینی عده ای مفت خور و از خود راضی که نام نخبه را یدک می کشیدند به خاک مالیدند ! آنهایی که خود را تمدن مطلق و مردم را تحجر مدرن لقب می دادند ! البته کم نبودند در میان آرای سبز کسانیکه با خلوص نیت و اراده ای پاک رای دادند و حالا از کرده ی خود پشیمانند و اما چه سود !!! روزی که باید از شریعت و عقل یاری میگرفتند، اسیر احساسات شدند ! روزی که می بایست تاریخ را مرور می کردند تا با نور آن راه خود پیدا کنند ، آرام نشستند و دل به کسانی خوش کردند که فقط عنوانشان نخبه بود !!! با طناب اینها در چاهی رفتند که حتی امیدی نیست تا کاروانی نجاتشان دهد ! بگذریم که این نیز بگذرد...

دوباره شکست خوردگان آماده می شوند تا ۱۳ آبان خودی بنمایانند !!! رسانه های معاند هم با تمام توان در حال پشتیبانی از آنها هستند و عجیب آنکه کورند و اینها را نمی بینند ! یا... شایدم دوست دارند که اینچنین سر خود را در برف غفلت فرو ببرند ! اما غافلند از اینکه خورشید روزگار این برفها را آب خواهد کرد و آنوقت صورت وطن فروشان سرخ خواهد شد ! مردک متوهم دوباره بیانیه ای صادر کرده و ملت را راه و رسم ایستادگی می آموزد !!! کسی نیست بگوید مردک مزدور ! آنهمه خونی که برای قدرت طلبی و دنیا پرستی تو ریخته شد بس نبود !!!؟ این سخن احمدی نژاد را باید با طلا نوشت که در حرم امام هشتم گفت : کسانیکه تا دیروز نسخه ی ذلت و عقب نشینی برای ملت تجویز میکردند ، حالا انقلابی شده اند !!! در این هنگامه ی حساس مذاکرات هسته ای که کشور نیازمند اتحاد است دلسوز حقوق ملت شده اند و رگ غیرت ملی شان متورم شده است ! همین ها که تا دیروز همه ی حقوق ملت را به حراج گذاشتند تا دل مو طلایی های چشم آبی را بدست آورند فریاد منافع ملی سر می دهند ! آقای موسوی !  تو خیر سرت نخست وزیر روح الله بودی ! مگر نه !؟ پس یادت هست که پیر جماران فرمود : رفتار خود را با واکنش دشمنان بسنجید ! اگر رفتار شما آنها را شاد کرد ، در کار خود بیاندیشید! (نقل به مضمون) آقای موسوی ! آلزایمر گرفته ای یا تعمدا حافظه یاریت نمی کند!!!؟ جناب میر حسین ! خوب می دانی که اگر امام (ره) بود با تو و آن شیخ مسخره چه میکرد ! والله اگر منافق خطابتان نمی کرد دیگر خمینی (ره) نبود !!! از تو و شیخ طریقت بزرگتر را مطرود خاص و عام کرد ، تو که دیگر نوچه ی او هستی ! از صبر سید علی خجالت بکشید که او شاگر مکتب روح الله است !  از سعه ی صدر فرزندان ملت بترسید که اگر روزی به سر آید دودمان تان را بر باد خواهد داد ! نگذارید کاری که امیر المومنین (ع) با خوارج کرد ، این مردم رنج کشیده با شما انجام دهند ! از تاریخ عبرت بگیرید و بیش از این خود را مطرود ملت نکنید !

و کلام آخر اینکه نمی دانم دستگاه قضا چه می کند !!! آیا منتظر است که موسوی و کروبی هم روسری بر سر کنند !!! این همه مصلحت اندیشی چرا !!!؟ کلام اخیر آقا حجت را بر همه تمام کرد و زیر سوال بردن اصل انتخابات را بزرگترین جرم خواندند ، پس دیگر بهانه چیست !؟ اگر نمی توانید رسما اعلام عمومی کنید تا مردم تکلیف اینها را یکسره کند ! چرا گذشته را فراموش کرده اید !!!؟ مردم و نظام با منافقین مسلح چه کردند !؟ از این خواب پریشان مصلحت بیدار شوید تا مردم بیدارتان نکردند !!!

نويسنده: علی ? تاريخ: دوشنبه 11 آبان1388 ? موضوع: سیاسی ? لينک ?

88/8/8

Free Image Hosting

تولد : ۱۱ ذی القعده سال ۱۴۸ هجری قمری در شهر مدینه .

نام پدر و مادر : حضرت امام موسی کاظم علیه السلام پدر بزرگوار ایشان و بانو تکتم یا همان حضرت نجمه مادر ایشان هستند .

شهادت : روز آخر ماه صفر سال ۲۰۳ هجری قمری در طوس بدست مامون خلیفه عباسی .

مدت امامت : دوران امامت ایشان ۲۰ سال که دو سال آن را حضرت مهمان مردم ایران بودند .

فرزندان : گرچه نام ۵ پسر و یک دختر برای ایشان ذکر کرده اند اما بقول علامه ی مجلسی (ره) اکثرا از حضرت جواد الائمه (ع) بعنوان فرزند حضرت رضا علیه السلام نام برده اند .

توضیح ضروری : حضرت امام رضا علیه السلام حلقه ی وصل شیعیان اثنی عشری با آقا امام زمان (عج) هستند ! به بیان ساده تر در مذهب تشیع فرق گوناگونی جای دارند که از علویون گرفته تا فرقه های زیدیه و اسماعیلیه گسترش دارند ! از شیعیان علوی که فقط حضرت امیرالمونین (ع) را امام خود می دانند تا شیعیان سه ، چهار ، شش و هفت امامی در میان مذهب تشیع جا خوش کرده اند !!! اما دوستان عزیز در مذهب تشیع ، شیعه ی هشت امامی وجود ندارد ! اگر کسی حضرت رضا علیه السلام را امام خود بداند راه را تا منجی آخر الزمان پیموده است ! این بدان معناست که شیعه ی اثنی عشری از امامت علی بی موسی الرضا (ع) ادامه پیدا می کند و به حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ختم میگردد .

دیدم همه جا بر در و دیوار حریمت

                                             جایی ننوشته است گنهکار نیاید

نويسنده: علی ? تاريخ: جمعه 8 آبان1388 ? موضوع: مذهبی ? لينک ?

نشانه های ظهور 12
اصبغ بن نباته می گوید  از امیر المونین علیه السلام شنیدم که می فرمود :

انّ بین یَدَی القائم سنین خدّاعهْ یکذّب فیها الصّادق و یصّدق فیها الکاذب...

قبل از قیام قائم سالهای پر خدعه ای ست . در این سالها (پیش از قیام) راستگویان به نام درغگو معرفی می شوند و دروغگویان بعنوان راستگو ! در این سالها "ماحل " تقرب پیدا می کند و " رویبضه " سخن می گوید ! ابن نباته می گوید : عرض کردم  ماحل و رویبضه چیست !؟ امیر المومنین علیه السلام فرمودند: مگر قرآن نخوانده ای که می فرماید " و هو شدید المحال " قال یرید المکر ـــ سپس فرمود : منظور از ماحل انسان مکاری ست که به وسیله ی مکر زیاد مردم را به خود متوجه می کند ! و در جای دیگر رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و اله می فرماید : رویبضه یعنی مرد حقیر و بی شخصیتی که در امر عامه ی مردم دخالت می کند و سخن می گوید

                                                                                            غیبت نعمانی ص ۲۷۸

نويسنده: علی ? تاريخ: جمعه 1 آبان1388 ? موضوع: نشانه های ظهور ? لينک ?

فاتحه
                                                                                 زمان خواندن این مطلب 2 دقیقه

آرام آرام گام بر مي داشتم ! گويي نگاهم مي کردند ! اگر بگويم که قدمهايم با شرم همراه بود سخني به گزاف نگفتم ! به صورتهايشان نگاه مي کردم ! تاريخ تولدشان را مي نگريستم و بعد...


تاريخ شهادت ! 42 ، 61 ! 45 ، 62 ! 40 ، 59 !... 46 ، 62 ! واي خداي بزرگ !!! اين تنها 16 سال داشته است ! تصورش هم برايم مشکل است ! ياد حسين فهميده افتادم ! 13 ساله و آن حماسه ي عظيم ! نوجواني از خويشان نزديک را در نظر آوردم که او هم 13 ساله است ! هفته اي يکبار به من مي گويد : بازي جديد برايم بريز ! يک دستگاه psp دارد ! دنبال آخرين ورژن بازي GTA است ! شما هم دور و بر خود را نظاره کنيد ! جز آنچه من مي بينم، نخواهيد ديد ! خدايا اينها را باور کنم يا آنها را !!!؟ خدايا اگر اينان که در اينجا خفته اند عين حقيقتند پس افسانه چيست !؟ باز هم آرام آرام جلو رفتم ! من اينان را نمي شناسم اما گويي با چشمانشان سخن مي گويند ! صدايشان را نمي شنوم اما فريادشان در گوشم پيچيده است ! آه ! بعضي نام و نشان هم ندارند ! فقط بر سنگ مزارشان حک شده است ، شهيد گمنام ! خدايا اينها براي ما گمنامند يا تو هم...!!!؟ خدايا اينها چه ديدند که من از ديدنش ناتوانم ، تو را !!!؟

بر مزار آشنايي رسيدم ! نشستم تا سلامي عرض کرده و فاتحه اي بخوانم ! دستم را به رسم عادت بر مزارش نهادم ! همينکه خواستم بسم الله را بگويم...

همهمه اي عجيب احساس کردم !!! سعي کردم آرام بمانم ! ولي نه ! انگار داستان جدي ست ! خوب گوش کردم ! اين همهمه ي صداي چيست !؟ انگار عده اي با هم در حال خواندن فاتحه هستند !!! دور و برم را نگاهي انداختم ! کسي در اين اطراف نيست جز من ! پس اين صداي چه کساني ست که فاتحه مي خوانند !؟ اصلا براي چه کسي فاتحه مي خوانند !!!؟ جز من که اينجا کسي نيست ! من هستم و قبور شهدا !.... يا شايدم خود شهدا !!!؟ نکند شهدا براي من فاتحه مي خوانند !!!؟ اما...

من که زنده ام !!! مگر کسي براي زندگان هم فاتحه مي خواند !!!؟


نويسنده: علی ? تاريخ: دوشنبه 6 مهر1388 ? موضوع: مذهبی ? لينک ?

شب قدر شکسته

تو کیستی که دلم جز با یاد تو آرام نمی گیرد . تو کیستی که چون بر زمین افتادم جز با نامت نتوانم برخاست .تو کیستی که تکه کلامم شده ای و اگر نام تو را نبرم گویی لال گشته ام . تو کیستی که یادت عبادت خدای لم یزلی ست . تو کیستی که در بنی آدم مانند نداری . تو کیستی که خدا با صوت تو با پیامبرش سخن گفت . تو کیستی که صفات خداوندگار در تو متجلی ست . تو کیستی که بالاتر تو را نتوان تصور کرد . تو کیستی که آدمیان خدا را با تو می شناسند . تو کیستی که مرسلین برای دیدارت لحظه ها را می شمارند . تو کیستی که برای آمدنت خدا خانه اش را شکافت . تو کیستی که دست خدایت می نامند . تو کدامین پادشاهی که خود بر در خانه ی رعایا می روی و زنهار آنان را اطعام می کنی .

براستی تو کیستی ؟ از بنی آدم ؟ مگر می شود ؟

اگر تو مظهر انسانی پس من کیستم ؟

نويسنده: علی ? تاريخ: چهارشنبه 18 شهریور1388 ? موضوع: مذهبی ? لينک ?

قضاوت
زمان خواندن این مطلب 1 دقیقه

آقای تابش رئیس فراکسیون اقلیت مجلس در واکنش به اظهارات سردار جعفری فرمانده سپاه پاسداران مصاحبه ای را انجام داد و از این اظهارات و اتهام دین ستیزی به اصلاح طلبان انتقاد کرد . در زیر بخش کوتاهی برای قضاوت شما از این مصاحبه درج می گردد .

آقای تابش در مصاحبه به بخشی از اظهارات سردار جعفري اشاره كرد و گفت:«در مورد مطلبي هم كه در مورد دين‌ستيزي اصلاح‌طلبان گفته‌اند؛ بنده حاضر هستم اينجا شرط ببندم  و همه حيثيت خودم را وسط بگذارم تا اثبات كنم كه دلبستگان نظام كه زندان‌هاي رژيم شاه را تحمل كردند؛ به جبهه رفتند در بين اصلاح‌طلبان بسيار بيشتر از اصولگرايان هستند.»

بنده قضاوت را بر عهده ی شما می گذارم !

نويسنده: علی ? تاريخ: پنجشنبه 12 شهریور1388 ? موضوع: سیاسی ? لينک ?

آداب رفتن به میهمانی
زمان خواندن این مطلب 5 دقیقه 

کارت دعوت را گشودم ! دیدم نگاشته اند روز شانزدهم مرداد ماه مصادف با میلاد حضرت ولی عصر ارواحنا له الفدا ساعت هفت بعد از ظهر سالن ارغوان به صرف شیرینی و شام ! از چند روز قبل مدام در اندیشه ی این عروسی خوبان بودم ! میهمانی وصل فرزند کسی بود که سالهای سال ارادتی خاص به او داشتم . بالاخره روز بزم بزرگ فرا رسید و من همچنان دغدغه داشتم خدایا چه کنم که در خور شان او باشد !؟ باور کنید از صبح مشغول شدم ! بهترین کت و شلوارم را از خشکشویی تحویل گرفتم ! چون اطو زدن خشکشویی باب میلم نبود ، پیراهنم را البته با زحمت فراوان اطو کردم ! باور بفرمایید تا جوراب هایم را از حرارت جگر سوز این صفحه ی فلزی بی نصیب نگذاردم ! خلاصه وقتی در آینه به خود نظاره کردم ، بر تن لباسی نبود که داغ اطو را نچشیده باشد ! تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل ! نگاهی به ادکلن هایم کردم ! بهترین را برداشتم اما...! باز خود را خطاب کردم که این میهمانی با همه ی میهمانی هایی که تا کنون رفتم فرق می کند  پس باید عطری نو از وجودم به مشامشان برسد ! گفتم در راه تهیه خواهم کرد ! مرکبم را هم مثل روزی که از کمپانی تحویل گرفتم براق و جذاب کردم ! ای دل غافل !!! کفشهایم ! با آنها چه کنم !؟ قریب چهار ماه است که مدام بر رویشان سوارم ! گفتم نه ! اینها زیاد سواری داده اند ! با اکراهی از سر سیری آنها را پوشیدم و قصد کردم که در راه کفشهایی بخرم تا خود را از این ننگهای کفش نشان خلاص کنم !!! کفش و ادکلن و دسته گل را با هم خریدم و مشغول طی طریق شدم تا به ارغوان رسیدم ! کادوی عروسی و دسته گل را برداشتم و با سکینه ی خاصی از مرکب به زیر آمدم ! آرام آرام رفتم تا به درگاه بزم رسیدم ! چه بسیار جملاتی که از روزهای ماضی آماده کرده بودم تا هنگام دخول در بزم بر پیشگاه آن عزیز دکلمه کنم ! و خدا را شکر بدون کوچکترین نقصان در بیان آوردم ! اما او همه ی زحمات طاقت فرسای مرا با یک جمله پاسخ داد ! خوش آمدید !!! همین !

تنهای تنها در گوشه ای جلوس کردم ! تا هنگام هجوم مدعوین به میز سرو شده ی شام عروسی مدام در فکر زحماتم برای این بزم بودم ! ناخود آگاه بیاد کنایه ی منزل افتادم که فرمود : جناب داماد به سلامت !!! چه رنجها که کشیدم تا ساعتی در این بزم باشم که النهایه طعامی مهمانم کنند آنهم با اعمال شاقه ! چه ریالهایی که بر باد نرفت تا بوی تازه ای به مشامشان برسد از این مدعو ! نمی دانم اینها به یک خوش آمدید می ارزید !!!؟

دیدید چه کردم و چه پاداش گرفتم !!!؟ فردا شب هم به یک میهمانی دعوت شده ام ! البته نه برای ساعتی که ماهی ست ! و نیک می دانم که میزبان مهربانش برای خوابم هم ارزش قائل است چه رسد به زحماتم ! او سالهاست که مرا به این بزم بزرگ دعوت می کند ! آنچنان میزبانی ست که همه ی میهمانان عرق شرم بر جبین می ریزند ! باید باشید تا نظاره کنید ! اما...

اما باور می کنید که برای چنین میزبانی حتی لحظه ای خود را آماده نکردم !!!؟ شما را به خودش سوگند اگر جای او باشید با چون منی چه می کنید !؟ راهش می دهید !؟ با کسی که حتی سر و وضع نامناسب اعمالش را هم سامانی نداده است ! بجای عطر دل انگیز عمل صالح ، بوی تعفن گناه می دهد ! بجای مرکب براقش، خود مرکب ابلیس گشته تا به هر کجا که چوب زد رانده شود ! بجای دسته گل برای میزبان کریم اش گناهانش را دسته بندی کرده است و در عوض کادو ، کوله باری از معاصی برایش هدیه آورده ! حالا هم که کار از کار گذشته و فقط زمزمه ای بر لبانش جاری ست !

یا جلیل ارحم عبدک الذلیل

نويسنده: علی ? تاريخ: جمعه 30 مرداد1388 ? موضوع: مذهبی ? لينک ?

ادعانامه
مخالفین و موافقین نظام حتما بخوانند !

به قول انیشتین دو چیز در عالم هستی انتها ندارد . اول کهکشانها و دوم حماقت انسانها !

نامه ی جنجالی و سراسر کینه و نفرت " کروبی " به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام اینروزها سر و صدای زیادی در پی داشته است . کروبی در این نامه و یا بهتر بگویم ادعانامه ، مدعی تجاوز جنسی به تعدادی از بازداشت شدگان وقایع اخیر شده است و از آقای هاشمی رفسنجانی خواسته است که موضوع را پیگیری کند ! حالا این موضوع چه ارتباطی با آقای هاشمی دارد هم بماند !!! اما سخنان بعدی کروبی و پسرش در دفاع از نامه هم انسان را متحیر می کند ! پسر کروبی در پاسخ به سوال خبرنگاران که پرسیده بودند چرا نامه را علنی کردید ، گفته است که : پدرم این نامه را بصورت محرمانه و 10 روز قبل از علنی شدن آن به آقای هاشمی نوشته بود و چون پاسخی دریافت نکرد آنرا علنی کرد !!! در زیرکی و کیاست آقای هاشمی رفسنجانی دوست و دشمن معترفند و اینجاست که سوال اول به ذهن انسان خطور می کند که اگر این نامه ارزش پاسخگویی داشت چرا هاشمی جواب نداد !!!؟ او می توانست به عرف عالم سیاست پاسخی در تایید ادعای کروبی ولو محرمانه و برای شعله ور کردن این آتش بدهد و عملا وارد این بازی و یا بهتر بگویم جنگولک بازی شود ! اما هاشمی اینکار را نکرد . چون بهتر از همه می دانست که مدعیات این پیر خرفت ارزش پیگیری هم ندارد چه برسد به دادن پاسخ !!! از اینرو بود که بعد از علنی شدن نامه دفتر مجمع تشخیص مصلحت نظام اعلام کرد که نامه را جهت بررسی به ریاست قوه قضائیه ارجاع داده است . در این جوابیه ی مجمع هم نکته ی ظریفی پنهان بود و آن اینکه غیر مستقیم به افکار عمومی اعلام شد که نگارنده ی نامه (کروبی) اگر حقیقتا بدنبال کشف حقیقت بود می بایست خطاب نامه را دستگاه قضایی قرار می داد ! نا گفته نماند که اعضای کمیته ی تحقیق مجلس و شخص لاریجانی به صراحت موضوع تجاوز جنسی به بازداشت شدگان را رد کردند و آنرا عاری از حقیقت دانستند . دومین سوالی که انسان را به خود مشغول میسازد این است که دشمنان قسم خورده ی این انقلاب که از کاه کوهی به ارتفاع اورست بنا می کنند و از دروغگویی و تهمت گرفته تا کشتن انسانهای بیگناه برای پیشبرد اهدافشان استفاده می برند چرا تا قبل از این نامه سخنی از تجاوز جنسی به بازداشت شدگان بر زبان نرانده بودند !!!؟ البته پاسخ این سوال کاملا روشن است ! چون آنها خوب می دانند که دشمنی هم آدابی دارد و نمی شود با هر سخن و ادعایی مردم را فریب داد . پس تا جایی که ممکن است سعی می کنند مدعیاتشان به ذهن مردم نزدیک باشد ! اما اینکه چرا بعد از این نامه و مصاحبه های بعدی کروبی و پسرش موج تبلیغات منفی علیه نظام راه انداختند هم کاملا معلوم است و به اصطلاح برای آنها شاهد از غیب رسید !!! آنها با استناد به اینکه کروبی از عناصر نظام است و سخنش از درون نظام این نامه را پیراهن عثمان کردند ! اسماعیل گرامی مقدم که از جیره خواران کروبی ست در مصاحبه ی با bbc گفت که آقای لاریجانی شتابزده مدعیات نامه را تکذیب کردند و باید سند ارائه کند . اینجا بود که صدای خبرنگار بی بی سی هم در آمد که آقای محترم ! در قانون حقوق بین الملل هر کس ادعایی مطرح می کند باید سند و مدرک برای مدعیات خود ارائه بدهد نه اینکه اصطلاحا طرف مقابل اثبات کند که دزد نیست !!! پسر کروبی هم در مصاحبه با همین شبکه سند خود را تماسهای تلفنی بازداشت شدگان با دفتر روزنامه ی اعتماد ملی عنوان کرد !!! اما اینکه اصلا چرا کسی مثل کروبی با آن سابقه ی درخشان در بنیاد شهید ! و ایجاد زندان اختصاصی و... اقدام به انتشار چنین نامه ی مجرمانه ای می کند هم جای تامل بسیار است ! کسیکه روزی امین حضرت امام (ره) و از مدیران درجه ی یک نظام محسوب می شد اینچنین به فکر انتقام از نظام و انقلاب افتاده است ! بر فرض محال که مدعیات نامه ی کروبی هم اتفاق افتاده است ! آیا راه پیگیری چنین موضوع حساسی انتشار نامه ای به قول خودش محرمانه بود !!!؟ آیا گزک در دست دشمنان این کشور دادن هم جزو شاکله ی اصلاح طلبی ست !!!؟ آیا این کسانی که کروبی مدعی ست به آنها تجاوز شده وجود خارجی هم دارند ؟ و اگر دارند چرا به دستگاه قضایی و یا چندین نهاد دیگر از جمله نمایندگان مجلس برای پیگیری شکایت خود مراجعه نکردند !؟ امروز که بازار ترک سرزمین و پناه بردن به دامن بیگانگان داغ است ! پس چرا یکی از اینها موطن خود را ترک نگفته و با دشمنان درد دل نکرده است !؟ رسانه های معاند نظام از قتل "ندا" داستانی تراژیک ساختند که مردم دنیا از کشتار میلیونی جنگ جهانی دوم گرفته تا قتل عام مردم عراق و افغانستان را از یادها بردند !!! پس چگونه است که در این مورد دستشان خالی ست و دست بدامان منافقینی شده اند که دستشان به خون هزاران ایرانی آلوده است و در دهه ی 60 در زندانهای ایران بوده اند و پس از آزادی به غرب پناهنده شده اند !؟ با آنها مصاحبه می کنند تا ادعانامه ی کروبی را به اثبات برسانند !!!

آن چیزی که آزارم می دهد این است که من می دانم کروبی چه بوده و هست و امروز برای مردم و جوانان دم از حقوق شهروندی و آزادی می زند ! کسی که همسران شهداء را به جرم های ناکرده ماه ها در زندان اختصاصی خود در طبقه ی نهم ساختمان بنیاد شهید خیابان طالقانی در حبس نگه می داشت !!! بدون قاضی و قانون !!! همسران شهدایی که در زندان این پیرمرد دنیا طلب گرفتار می شدند و ماه ها فرزندانشان که فرزندان شهدا بودند آواره ی خانه ی این و آن بودند !!! اینهاست که روحم را آزار می دهد ! کسی که در دوران ریاستش بر بنیاد شهید چندین همسر شهید را با تهدید و ارعاب به عقد موقت خود در آورده بود و صدای همسرش را هم از این هوس بازی های خود بلند کرده بود ، امروز دم از حقوق پایمال شده ی زنان این سرزمین می زند !!! شاید بپرسید که بنده از کجا اختلاف او با همسرش بر سر این موضوعات را می دانم !!!؟ بله سوال درستی ست ! دلیلش این است که از بد روزگار من در همان مدرسه ای درس می خواندم که پسرش "یاسر" در خیابان پاسداران درس می خواند و خب بچه ها در دوران راهنمایی زیاد با هم درد دل می کنند !!! انشاء الله در آینده ی نزدیک مصاحبه هایی با همسران شهدا که در بند این پیر مرد قدرت طلب گرفتار شده بودند را در همین وبلاگ منشر خواهم کرد ، باشد که حقیقت بر حقیقت جویان آشکار گردد !

و در آخر به قول علما فرض محال که محال نیست ! پس این امر ایجاب می کند تا دستگاه قضایی و دست اندرکاران امر نظام تحقیق جامعی پیرامون مدعیات این پیر مرد مردنی انجام دهند تا  " سیه روی شود هر که در او غش باشد "

نويسنده: علی ? تاريخ: سه شنبه 27 مرداد1388 ? موضوع: سیاسی ? لينک ?

آخرين اميد

خواستم برايت قلم فرسايي كنم ! اما...

اما ديدم غير تو دخيلند در اين تبريكات خشك و بي روح !

ديدم بوي ريا مي دهد اين نگاشتن ! بوي منيت ! نه ... مي خواهم اينبار روي بر تو كنم ، رويم را زمين مزن !

ای آخرين اميد

بيا

گر در زدي و دلبر فرزانه گفت كيست* بشكن بـت مـنيت خـود را بـگـو تـويي

نويسنده: علی ? تاريخ: جمعه 16 مرداد1388 ? موضوع: مذهبی ? لينک ?

تعميرات
خوده خودم : چته ؟

خودم : باز اين اومد !!! آقاجون تو كار و زندگي نداري هي مياي به ما پيله ميكني !!!؟

خوده خودم : چرا دارم ! كار من اينه كه هي بيام سراغ تو !

خودم : ميذاري تو خودمون باشيم !؟

خوده خودم : الان تو خودتي ديگه... ! حالا نگفتي چته ؟

خودم : هيچي ! غمگينم

خوده خودم : برا چي غمگيني !؟ ايام كه ايام شادي اهل بيت عليهم السلامٍ

خودم : مي دونم اما... نمي دونم چرا ناراحتم !!! تو دلم آشوبه ! به قول مونثات : يكي تو دلم داره رخت مي شوره ! خودمم نمي دونم چمه !!!

خوده خودم : مي خواي معاينه ات كنم ؟

خودم : زكي ! از كي تا حالا دكتر شدي و ما خبر نداشتيم !!!؟

خوده خودم : از موقعي كه تو مريض شدي !

خودم : رواني هف جد و آبادته !!!

خوده خودم : مودب باش ! يه عده دارن مي خونن ! من كي گفتم رواني !!!؟

خودم : همين الان ديگه ! مريض يعني چي !!!؟ يعني روانپريش !

خوده خودم : نه...! يعني اينكه جنست جور نيست !

خودم : بابا جان مادرت درست حرف بزن ببينم چي ميگي ! جنسم جور نيست يعني چي !!!؟

خوده خودم : يعني هر وقت يه جاي روحت خراب شد  بجاي اينكه بري جنس فابريك و خدايي بخري، رفتي از لوازم يدكي ابليس خريد كردي و گذاشتي جاش ! چون ارزونتر و سهل الوصول تر بوده ! چون بدون زحمت و راحت تر بوده !  حالا ام لوازم روحت به هم نمي خوره ! يه مقدارش فابريكه قسمتهاي زيادي ش هم قلابيه ! خب مومن مسجد نديده ! همين ميشه كه مي بيني !!! اون موقعي كه اهل بيت (ع) شاد و مسرورند و شيطان غمگين تو قاطي مي كني ! نمي دوني كدوم وري ! از اون طرفم هست ! اين ميشه كه ميبيني و احساس ميكني !

خودم : سر كار گذاشتي يا داري جدي حرف ميزني !!!؟

خوده خودم : جدي تر از اين تا حالا حرف نزدم .

خودم : حالا چيكار كنم !؟ اين روحي كه نقص فني داره كه هيچوقت به مقصد نميرسه ! تو راه ياتاقان نزنه شانس آووردم !!! تو رو دينت بگو چيكار كنم تا اجل سراغم نيومده و چپ نكردم !؟

خوده خودم : خيلي ساده اس ! برو روحت و ببر نمايندگي هاي خدا ! برو لوازم روحه اهل بيت (ع) ! اونجا كارت و را ميندازن . همه ي لوازمش هم گارانتي مادام العمر داره . مطمئن باش تو رو تا خدا ميرسونه

خودم : راس ميگي !!!؟ اونوقت هزينه اش چقدره ؟ تعميرات اساسي ام داره ؟

خوده خودم : آهاااااااااااااااااااااان ! يه كمي گرونه ! يعني گرون كه چه عرض كنم ! هر كسي اين مايه ها رو نداره ! اين نمايندگي خدا اشك مي خواد و عشق ، داري ؟

خودم : بابا تو اين دوره زمونه اينارو از كجا پيدا كنم !!!؟ البته اشك و يه كمي دارم اما عشق و............. دارما ! نه كه ندارم اما با عشقه دنيا قاطي شده ! 

خوده خودم : اشكالي نداره ! با همون يه ذره اشك برو اونا عشق و خودشون ميدن ! عجله كن برو تا موتور نسوزوندي !

خودم : آخهههههه ! من وضعه روحم خيلي خرابه ! ولي عيب نداره ! يا علي

عاشق كه شد كه يار به حالش نظر نكرد 

                                         اي خواجه درد نيست ، وگرنه طبيب هست

نويسنده: علی ? تاريخ: دوشنبه 12 مرداد1388 ? موضوع: مذهبی ? لينک ?

درباره وبلاگ

اگرچه خرمن عمرم غم تو داد به باد
بخاك پای عزيزت كه عهد نشكستم
به كلبه مجازي بنده خوش آمديد
بنده را از نظرات لطفتون محروم نفرماييد


لينکهاي روزانه

جستجوي مطالب

طراح قالب

© All Rights Reserved to gooyam.Blogfa.com / Template By: BIA2TEMP.COM